تبليغاتX
یادداشتهای یک اورژانس شلوغ! - ساده نگاه کنیم یا نه؟

دو روز پیش تو اورژانس 2 یه بیمار داشتیم که بعد از بیوپسی کبد دچار هماچوری شده بود با شک به اینکه یه وقت این هماچوریه ناشی از خطای انجام پروسیجرو آسیب سیستم ادراری بیمار نباشه بیمار بستری شده بود .وهمراهان و خود بیمار هم بعد از بستری شدن ودیدن شرایط اورژانس شلوغ  ما ، تمایلی به ادامه بستری و موندن تا رسیدن جواب آزمایشات نداشتن و یواش یواش اصل علت اومدنشونم داشتن زیر سئوال میبردن که ((بیمار ما اصلا آب آلبالو خورده بوده و ...)) با استاد که مشورت کردیم قرار شد حداقل در صورت نداشتن هماچوری گراس و علائم حیاتی خوب جهت ادامه معالجات سرپایی به درمانگاه مراجعه کنن . به همراها قضیه رو گفتم قرار بر این شد که نمونه رو که دادن ببینیم و بعد اگر خواستن برن . نیم ساعت بعد یه آقایی دوان دوان اومد که ((آقای دکتر نمونه اوریون بیمار ما آمادست بیاین ببینید))!! منم که تا الان نمونه اوریون ندیده بودم دنبالش راه افتادم ببینم قضیه چیه . یکی دیگه از خیل همراهان همون بیمار بود ...نمونه گراس هماچوری نبود... تو اون شلوغی یه بیمار هم که به سلامتی مرخص میشد یا خودش تصمیم به رفتن میگرفت باعث خوشحالی پرسنل میشد رفتم یه بار دیگه ببینم آزمایشی ازش اومده یا نه که  با پلاکت 48000 بیمار روبرو شدم با جواب پلاکت 120000 چند روز پیشش همخوانی نداشت خاصه اینکه کنار عدد جدید نوشته شده بود در صورت لزوم تکرار شه که خطای آزمایشگاهی رو هم به ذهن متبادر میکرد  دیگه بیمارو همراها رو راضی کردیم حداقل برای یه نمونه خون یه ساعت دیگه رم تحمل کنن  و تلاشها مثمر ثمر واقع شد با پیگیری از پرسنل خدوم آزمایشگاه بالاخره جواب یه ساعت ونیم بعد آماده شد تو این فاصله بماند که چقدر همراهان عزیز بیمار ما رو مورد محبت خودشون قرار دادن(( نمونه اوریون و که دیدید نمونه خونم که گرفتید دیگه تا کی باید بمونیم ...))جواب پلاکت جدید 28000سیر افت شمارش پلاکتی بیمار عجیب بود اگرچه احتمالا هماچوری بیمار خیلی قابل توجیه نبود  ولی دیگه نمیشد این بیمار رو به صورت سرپایی به درمانگاه فرستاد اما مشکل دیگر توجیه همراهان و بیمار بود ...

تو این مدتی که به عنوان رزیدنت طب اورژانس مشغول تحصیل شدم از چیزایی که دیدم و تجربیات دیگران یاد گرفتم که خیلی ساده به قضایا نگاه نکنم البته بعضی وقتا فک میکنم این ساده نگاه نکردنم یه جورایی باعث Obsessive  شدن آدم میشه ولی به نظرم می ارزه که بیماری miss  نشه.

پی نوشت: اینم برای همکارای سال یکی خودم می نویسم :

تو همین کشیک برای یه بیمار که قرار بود تو اورژانس 2 بستری شه اینترن محترم اومدو برا مهر کردن دفتر بیمه و کارت بستری مهر منو خواست منم مهرو بهش دادم ولی نمیدونم چرا یه حس بدی داشتم با چشم که دنبالش کردم دیدم چندتا برگه سرنسخه برداشت و رفت پشت ستون که به موقع رفتم و قبل از ممهور کردن اوراق سرنسخه که هرکدومش می تونس یه بار منو تا مراجع ذیصلاح قانونی ببره ازش مهرو گرفتم اینم گفتم نه به خاطر اینکه به همه دوستان اینترن بی اعتماد شید بلکه برای همون نکته که به قضایا ساده نگاه نکنیم.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 17:4  توسط یکه سادات  |