تبليغاتX
یادداشتهای یک اورژانس شلوغ!
اندکی قبل مطلع شدیم، مادر خانم دکتر بنایی جان به جان آفرین تسلیم کرده اند، این مصیبت سنگین را به ایشان تسلیت عرض نموده و علو درجات آن مرحوم را از خداوند متعال خواستاریم.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 18:29  توسط هدایت شده  | 

   الحمدلله امتحان آسکی تمام شد. بنده اولین بارم بود که در امتحان آسکی شرکت می کردم و با اینکه پست استاد نجاتی در این وبلاگ و راهنمایی های ایشان را سه بار خوانده بودم باز هم در ایستگاههای مهم که مهارت عملی و تشخیصی ام را می سنجید دچار اضطراب بودم و همین اضطراب اشراف کامل بنده به محیط و موضوع را از من سلب نمود و برخی موارد بدیهی و ساده را با وجود تمرینهای قبلی ام فراموش کردم.

   ایستگاهها به نظرم خیلی خوب طراحی شده بودند و موضوعات امتحانی هم تقریبا همانهایی بودند که حدس زده بودم. در ایستگاه شوک استاد بحرانی بیشترین مشکل را داشتم چون فکر نکرده بودم قرار است شوک بدهم 
   در ایستگاه اینتوباسیون و حین کار متوجه یک معضل بزرگ شدم و آن کوچک بودن تیغه لارنگوسکوپ و لوله تراشه حاضر بود و باعث شد اینتوباسیون را به سختی انجام دهم. ای کاش لوله در اندازه های مختلف موجود بود و ای کاش تیغه های بزرگتری هم موجود بود.

   در ایستگاه مولتیپل تروما بدیهی ترین موضوع یعنی دادن اکسیژن را فراموش کردم. البته چند مورد را هم فراموش کردم.

   در ایستگاه گرافی ها وقت کم آوردم و پاسخ سونوگرافی قفسه سینه را که می دانستم پنوموتوراکس دارد نتوانستم بنویسم (ای کاش یا تعداد گرافیها کم بود و یا وقت بیشتری می داشتم)

   در ایستگاه استاد نجاتی سوال مطرح شده عبارت بود از نحوه بلوک دیجیتال  که به گمانم بهتر می بود پاسخ آنرا شفاهی و با ایماء و اشاره می دادیم تا کتبی چون توضیح کتبی عمل برایم بسیار سخت بود. (بعد از اتمام امتحان موضوع را به استاد واحدی گفتم و ایشان توضیح دادند که قرار بود شفاهی و عملی باشد ولی بعلت عدم امکان هماهنگی و بروز مشکل برای حضور استاد نجاتی، بالاجبار چنین تصمیمی گرفته شد!)


   در مجموع با توجه به اینکه بنده مخالف سر سخت ارزیابی کتبی صرف و تکیه کامل ارزیابی ها بر امتحانهای کتبی هستم، این امتحان برایم بسیار جالب و هیجان انگیز و مفید بود، هر چند چنین امتحانی انرژی بیشتری از آدم می گیرد و تاثیر منفی اضطراب در چنین امتحانی نمود بیشتری می یابد اما به نظرم از امتحان کتبی بسیار منطقی تر و نتیجه ارزیابی ها در مورد امتحان دهنده واقعی تر است.

   بی شک طراحی و اجرای چنین امتحانی، از اساتید محترم هم انرژی بیشتری می گیرد و بنده در طی این چند روز دورادور شاهد تلاش گروه و اساتید محترم برای برگزاری بهینه این امتحان بودم و از همه اساتید محترم که زحمت کشیدند ممنونم و امیدوارم در برنامه های آموزشی دوره رزیدنتی، امتحان آسکی اش را بیشتر کنند تا تجربه بیشتری برای چنین امتحانی کسب کنیم، باشد که توشه امتحان بوردمان باشد.  

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:13  توسط روشنی  | 

با سلام به دستیاران محترم طب اورژانس

امیدوارم که حالتان خوب باشد. می دانم که مشکلات بسیاری وجود دارد و قولهایی که داده شده است هنوز عمل نشده. امیدوارم بزودی مشکلات موجود رفع شود و من یکی اینقدر خجالت نشکم که شما هنوز یک جای درست و حسابی و در شان ندارید.

در مورد آزمون آسکی سوال کردید. بدلیل وقت کم این متن را بدون آمادگی قبلی می نویسم ولی سعی می کنم نکات مهمی که هنگام یک آزمون آسکی باید به آنها توجه داشته باشید را بازگو کنم. امیدوارم در فرصتهای بعدی با نظر شما و سایر دوستان این متن را کامل کنیم تا برای دوستان دیر مفید باشد.

اصولا ارزیابی دانشجویان در چند حیطه همیشه مدنظر است: دانش، نگرش و مهارت.

بطور خلاصه دانش یا همان Knowledge میزان دانسته های شماست. دانش با روشهای متفاوتی قابل ارزیابی است که یکی از معروفترین روشها MCQ یا Multiple Choice Questionnaire است، یعنی همین امتحان های چهارگزینه ای معروف.

Attitude نحوه نگرش شما به بیمارتان، مشکلات وی و روش Approach شماست. مثلا اینکه با بیمار چگونه صحبت می کنید چه روشی برای درمان یا تشخیص بیمار کاهش سطح هوشیاری بر میگیزینید یا چیزهایی شبیه به این.

 مهارت یا Skill همان توانایی شما در انجام کارهاست. معمولا توانمندی دانشجویان در حیطه مهارت با چند روش سنجیده می شود. مثلا در خود گروه ما از داپس کمک گرفته می شود که با آن آشنا هستید. آسکی یکی از بهترین روشهای ارزیابی مهارت است زیرا مانند داپس با حضور دانشجو و استاد اتفاق می افتد. تفاوتهای اصلی آن با داپس آن است که داپس در محیط واقعی است با بیمار واقعی که بطور طبیعی استرسها و مسائل خودش را دارد ولی در آسکی همه چیز از پیش آماده می شود و از بیمار نما یا حتی کسی که یک بیماری را دارد استفاده می شود، در بیشتر مواقع از مولاژ، مانکن یا حتی کامپیوتر کمک گرفته می شود، هرچند محیط مثل داپس واقعی نیست ولی برای ارزیابی توانایی مهارتی دانشجویان ارزش بالایی دارد.

در یک آزمون آسکی چند کار انجام می شود:

1-      انتخاب ایستگاهها: معمولا 6 تا 12 ایستگاه بر حسب تعداد دانشجویان، اساتید و وقت و ... انتخاب می شود. در گروه ما معمولا 8 ایستگاه +-1 داریم. ایستگاههای دستیاران سال اول با بقیه متفاوت است. معولا توانمندیهای پایه که دانستن آنها ضروری است برای دستیاران در نظر گرفته می شود. برای مثال در آزمونهای آسکی پیشین از انواع Life Support ها استفاده شده است. گاهی مثلا انجام یک پروسیجر مهم، معاینه فیزیکی و موارد مشابه سوال ایستگاه است.

2-      نوشتن سناریو: همیشه سعی مشود برای شبیه سازی بیشتر ایستگاه با یک سناریو آغاز شود (که همیشه هم اینطور نیست). مثلا این می تواند یک ایستگاه آسکی باشد (امیدوارم جزو سوالهای امسال نباشد): بیمار آقایی است 42 ساله که با کاهش سطح هوشیاری به اورژانس مراجعه کرده است. تنفس ها مختصری کند است ولی عمق تنفس خوبی دارد. سابقه فشارخون و دیابت ندارد. چه سوالهای دیگری از بیمار می پرسید؟ چه اقداماتی انجام می دهید؟ ................. بعد از جواب شما که مثلا می گوئید گلوکومتری درخواست می کنم، ممتحن BS بیمار را به شما می گوید که به فرض 100 است. سوال بعدی این است چه اقدامی انجام می دهید؟ احتمالا شما تصمیم به تزریق نالوکسان می گیرید ولی باید ابتدا مردمکهای بیمار را بررسی کنید  ( که ممکن است واقعا در ایستگاه باشد و او جواب دهد یا معاینه شود یا کسی نباشد)

3-      چک لیست: سرنوشت دانشجو در ایستگاه به چک لیست بسته است. این لیست باید از قبل تهیه شده باشد و معمولا اگر اولین بار است ایستگاهی طراحی می شود در جلسه ای به تائید سایر همکاران هم می رسد. در چک لیست به موارد نمره می دهند گاهی  ترتیب انجام اقدامات مهم است مثلا در مراقبتهای Life Support ترتیب اقدامات هم نمره خودش را دارد ولی در بعضی ایستگاهها  فقط گفتن موارد مهم است مثلا سوال پاراگراف قبلی ممکن است یادآوری علل کاهش سطح هوشیاری نمره داشته باشد. گاهی کاری که نباید انجام دهید و انجام می دهید (برحسب شدت کار) ممکن است با نمره منفی همراه باشد. فرض کنید بیمار کاهش سطح هوشیاری را اینتوبه می کنید در حالی که سناریو یک مریض هیپوگلیسمی بوده است!!!!

در ضمن همیشه به توصیه اساتید هر ایستگاه خوب گوش کنید، معمولا آزمونگر حتی اگر نخواهد شما را راهنمایی کند با زبان بدن یا حرکات خودش و گاهی با کلام کارهایی می کند یا چیزهایی می گوید که می تواند راهنمای خوبی برای شما باشد.

4-      زمان بندی: معمولا ایستگاهها 4 تا 8 دقیقه هستند که همان روز پیش از آغاز آزمون به اطلاع شما می رسد. باید سعی کنید کارهایتان را کاملا زمانبندی کنید. اصولا همین که شما بتوانید یک بیمار را در یک مدت محدود تشخیص دهید یا درمان کنید خودش هنری است که منظور نظر ممتحنین هم هست. موقع فکر کردن به پاسخها سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید ولی اگر به نتیجه رسیدید چیزی درست است با حداکثر سرعت ممکن (گفتم ممکن) آنرا پاسخ دهید یا انجام دهید. اگر چیزی با تاخیر یادتان آمد اگر فکر کردید مورد منفی ای ندارد آنرا بگوئید، کمتر پیش می آید بخاطر تاخیر در پاسخ دادن نمره کسی کسر شود، شاید آزمونگر دلش به رحم آمد و .....

5-      توالی ایستگاهها: نکته بسیار مهم آن است که هر ایستگاه شرایط خودش را دارد، مثل فوتبال می ماند که هر بازی 3 امتیاز دارد نه بیشتر. اگر در ایستگاهی نتوانستید خوب عمل کنید با سرعت همه چیز را فراموش کنید و مدام به این فکر نکنید اگر فلان چیز را می گفتم یا انجام می دادم چه می شد و ... تنها چیزی که می شود از دست رفتن ایستگاه فعلی است. پس وقتی از درب خارج شدید آن ایستگاه را به کل فراموش کنید. بدلیل ماهیت رشته ما که ممکن است یک دفعه از ایستگاه تعبیه چست تیوب بروید به ایستگاه معاینه فیزیکی بیمار دچار سرگیجه (شبیه بیمار دیدن ماست، مگر نه؟) بهتر است ایستگاه پیشین سریع فراموش شود. البته اگر ایستگاه استراحت وجود داشت کمال استفاده را ببرید و خود را برای ادامه آزمون آماده کنید.

 

در کل در هنگام آزمون و پیش  و پس از آن به نکات زیر توجه داشته باشید:

-         یاد خداوند آرمش بخش دلهاست. با یاد خدا و درخواست کمک از او در جلسه آزمون حاضر شوید.

-         اضطراب خفیف خوب است و با افزایش گردش خون مغز سبب افزایش خونرسانی آن شده و عملکرد را بهبود می بخشد. اضطراب شدید سبب افت کیفیت خواهد شد. تلاش کنید طی روزهای باقیمانده به دانسته های خود فکر کنید و در صورت امکان بر آن بیافزائید.

-         حتما از صبح تلفن همراه خود را خاموش کنید، نیم ساعت زودتر از آزمون در محل حضور یابید زیرا استرس دیر رسیدن ممکن است بر عملکردتان تاثیر داشته باشد. آرامش خود و سکوت محل آزمون را حفظ کنید.

-         گفته می شود خواندن پیش از آسکی تاثیری بر عملکرد افراد نداشته است. سعی کنید رفتار طبیعی خود بر بالین بیمار را حفظ کنید، ولی چند نکته را اضافه کنید: پیروی از گایدلاین ها و دستورالعملهای استاندارد بویژه در آزمونهای Life Support.

به امید موفقیت همگی شما- دکتر نجاتی

متن فوق را با هماهنگی دکتر حسین نژاد مسئول آموزش دستیاری و آزمون آسکی نوشتم تا مثالهایی که زدم بطور اتفاقی در آزمون مطرح نشده باشد
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:59  توسط امیر.ن  | 

با سلام خدمت دوستان و همکاران محترم٬

خسته نباشید!

۱.مورنینگ بیمارستان امام راس ساعت ۷.۱۵ باید شروع شود٬ (به علت کلاس رشته های دیگر) به هر قیمتی! در صورت لزوم٬ تحویل بیماران به بعد از مورنینگ موکول شود.

۲.از دوستان سال ۱ تقاضا میشود در ارایه مورنینگها ٬ کمی بهتر عمل کنند و وقت بیشتری گذاشته و به مطلب خود احاطه داشته باشند( این مطلب مربوط به تعدادی از همکاران است و نه همه!)

۳.رزیدنت سال ۲ اورژانس ۱ از ساعت ۱ صبح به بعد٬ مسوول CPR نیز میباشد.

۴.مسوول برگزاری جلسات مورنینگ ٬ رزیدنت سال ۲ اورژانس ۱ میباشد.

موفق باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 23:58  توسط ارسلان  | 

امتحان آسكي كه بخشي از نمره درون بخشي را تشكيل ميدهد، روز 16 اريبهشت ماه براي همكاران سال يك و روز 17 ارديبهشت براي دستياران سال 2 و 3 در Skill Lab دانشكده برگزار خواهد شد. ساعت امتحان متعاقبا اطلاع داده مي شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391ساعت 12:4  توسط دکتر پ. پاینده مهر  | 

دستیاران گرامی طب اورژانس (بیمارستان امام و شریعتی):

با سلام و عرض تبریک سال نو

با توجه به اینکه باید نمرات مربوط به لاگ بوک تا 20 اردیبهشت مشخص شود خواهشمندم به نکات زیر توجه فرمائید:

1- دستیاران عزیز سال 1 و 2 حداکثر تا پایان فروردین ماه نسبت به تحویل لاگ بوک و فایل الکترونیک آن به اینجانب اقدام نمایند. این مرحله شامل بررسی تطابق فایل الکترونیک با لاگ بوک بوده و فقط موارد اشکال تذکر کتبی داده می شود. لازم است پس از تکمیل نهایی، فایل الکترونیک را برای اخذ نمره نهایی حداکثر تا 15 اردیبهشت ماه به اینجانب دوباره ایمیل نمائید.

2- دستیاران عزیز سال 3 که از لاگ بوکهای قدیمی استفاده می کنند باید از 12 تا 15 اردیبهشت ماه لاگ بوک تکمیل شده خود را به خانم امانی تحویل دهند. 

3- تاریخ 15 اردیبهشت تاریخ نهایی بوده و غیرقابل تمدید است.

4- از هرگونه قلم خوردگی در محل تعبیه شده برای نمره در لاگ بوک اجتناب شود.

                موفق باشید . دکتر ج. سیدحسینی


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 0:42  توسط ج. سید حسینی  | 

با عرض سلام خدمت همكاران محترم

با توجه به آغاز ارديبهشت ماه ، انتخابات جهت برگزيدن چيف رزيدنت جديد از ميان كانديدا ها روز دوشنبه در كلاس درس برگزار ميشود. در حال حاضر دكتر ستوده، دكتر صداقت و دكتر عزيزپور براي اين سمت كانديد شده اند. اگر دوستان ديگري قصد كانديد شدن دارند لطفا هرچه سريعتر اقدام كنند. نتيجه راي گيري در جلسه گروه مطرح شده و پس از تاييد اعضا محترم هيات علمي، چيف رزيدنت جديد انتخاب خواهد شد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 13:33  توسط دکتر پ. پاینده مهر  | 

جهت همراهی با یک گروه از بیماران صرعی در اردو یک روزه در پارک چیتگر نیاز به حضور داوطلبانه یک پزشک می باشد. هر کس از دوستان  تمایل دارد حداکثر تا فردا با دکتر شیرانی تماس گرفته و اعلام امادگی نماید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391ساعت 7:43  توسط ا.ح.جهانشیر  | 

با عرض سلام خدمت همكاران محترم

كلاس روز دوشنبه مورخ 21/1/91 از ساعت 13:30 در سالن كنفرانس اورژانس جديد واقع در طبقه دوم اين ساختمان (رو به روي E3) برگزار ميشود. در ضمن با نظر استاد حريري، كلاس دوم فردا شامل مرور مباحث ATLS خواهد بود. به همكاران سال دو يادآور ميشوم كارگاه Chest Tube چهارشنبه ها از ساعت 12 تا 14 در Skill Lab برگزار خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 11:48  توسط دکتر پ. پاینده مهر  | 

نزدیک بهار که میشه آدم هم بی اختیار مثل طبیعت به جنب و جوش می افته و سعی داره خودشو تغییر بده، نو میشه درست مثل بهار و طبیعتش...



                    غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

                    دلت را بتکان

                    اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمین

                    بگذار همانجا بماند

                    فقط از لا به لای اشتباهاتت، یک تجربه را بیرون بکش

                    قاب کن و بزن به دیوار دلت ...


                    دلت را محکم تر اگر بتکانی

                    تمام کینه هایت هم می ریزد

                    و تمام آن غم های بزرگ

                    و همه حسرت ها و آرزوهایت ...



                    باز هم محکم تر از قبل بتکان

                    تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!



                    حالا آرام تر، آرام تر بتکان

                    تا خاطره هایت نیفتد

                    تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

                    خاطره، خاطره است

                    باید باشد، باید بماند ...


                    کافی ست؟

                    نه، هنوز دلت خاک دارد

                    یک تکان دیگر بس است

                    تکاندی؟

                    دلت را ببین

                    چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟



                    حالا این دل جای "او"ست

                    دعوتش کن

                    این دل مال "او"ست...

                    همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا



                    و حالا تو ماندی و یک دل

                    یک دل و یک قاب تجربه

                    یک قاب تجربه و مشتی خاطره

                    مشتی خاطره و یک "او"...



                    خـانه تـکانی دلـت مبـارک ... سال نو مبارک  ...


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 12:41  توسط دکتر م. ب.  | 

   به نوبه خودم سال نوی خورشیدی را خدمت تمامی دوستان عزیزم و اساتید بزرگوار تبریک عرض نموده و برای همگان سالی خوب و موفقیت آمیز و شادی را آرزومندم.

    امیدوارم سال آینده سالی باعزت و بی دغدغه برای همه ایرانیان باشد و همه مردم کشور عزیزمان به یک زندگی شرافتمندانه و آرام بر مبنای معنویت و عدالت و آزادی  دست یابند.

دعا کنیم کشورمان از قحطی و دروغ و ظلم به دور باشد.

و دعا کنیم برای ایرانی آباد، آزاد و شاد.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم فروردین 1391ساعت 23:32  توسط روشنی  | 

سال نو همه دوستان مبارک

امیدوارم در کنار خانواده و دوستان و عزیزانتون سالی پر از شادی و موفقیت و امید پیش رو داشته باشین

برای همه شما آرزوی بهترین ها رو دارم و از این که دوستای خوبی مثل شما دارم خوشحالم

عیدتون مبارک


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 8:50  توسط دکتر جلیلی  | 

سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت

بادت اندر شهریاری برقرار و بر دوام

 

سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش

اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 22:56  توسط دکتر پ. پاینده مهر  | 

سیب شود رویتان، سرخ و سپید و قشنگ

سبز شود جانتان، سبز و بلند و کمند

سیر شود کامتان، از کرم کردگار 

سکه شود کارتان، روزیتان برقرار

ماهی عمرت بود، پرحرکت، پر تلاش

غم بشود سنجدی، رخت ببندد یواش

پر زحلاوت شود، چون سمنو زندگی 

غرق سعادت شود، شیوه این بندگی

پیشاپیش نوروز بر همه دوستان مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 11:6  توسط م. ع  | 

سال نود هم داره روزای پایانی خودشو سپری میکنه و تو این روزا گهگاه نسیم باد نوروزی دلمونو تازه میکنه والبته بعضی وقتا هم یاد بهره هایی که از سال در حال گذر بردیم و وقتایی که تلف شد میافتیم برنا مه هایی برای استفاده بهتر از سال جدید تو ذهنمون طرح ریزی میکنیم به قول حافظ علیه رحمه:

زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی

ازین باد ار مدد خواهی چراغ دل بر افروزی

سخن در پرده می گویم چو گل از غنچه بیرون آی

که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی

اورژانس امام که داره اسباب کشی میکنه به خونه جدید و اورژانس شریعتی هم که یه مدتیه بهسازیش شروع شده و کلا  به همت اساتید و مسئولین داریم نو میشیم

تو سنتای خوبی که در این ایام وجود داره تقدیر و تشکر از کسانیه که در طی سال یه جورایی به گردنمون حق پیدا کردن از دوستان و اساتید تا ... ،گفتم اگه اهالی وبلاگ موافق باشن نظرات این پست به این سنت زیبا معطوف بشه و از اونجا که بیم ...(یک واژه هفت نقطه) میره اگه انتقاد سازنده ای هم  از افراد یا گروه خاصی وجود داره به صورت کلی بیان شه تا در سال جدید اگه خدا بخواد هماهنگ با همه نوشدنامون شاهد تغییرات مثبت باشیم

============**************=============*************============

پی نوشت:

 1- من که فروردین اورژانس شریعتی قراره باشم ولی گویا دوستانی که در امام هستن تا بیستم فروردین پاویون ندارن تنها استفاده ما هم از پاویون برای ناهار و نماز و تعویض لباسه کاش بشه یه فکری برای همین سه منظور تا اون موقع کرد.

2- امیدوارم که سال آینده سالی سرشار از خیر و خوشی برای همه اساتید و همکاران وخانواده های محترمشون باشه سال جدید رو پیشاپیش به همگی شادباش میگم.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 11:34  توسط یکه سادات  | 

سلام

با توجه به نزديك شدن روزهاي آخر سال، لطفا دوستاني كه مايل به پرداخت عيدي به خدمات پاويون هستند تا فردا مبالغ خود را تحويل دكتر عزيزپور دهند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 11:30  توسط دکتر پ. پاینده مهر  | 

با نظر استاد سید حسینی، مهلت تحویل لاگ بوک ها و ایمیل فایل الکترونیک آنها به ایشان تا بیستم فروردین ماه تمدید شد.

موفق باشید


+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1390ساعت 11:44  توسط ا.ح.جهانشیر  | 

با عرض سلام خدمت همکاران محترم

با توجه به نقل مکان اورژانس امام، جهت جلوگیری از گم شدن وسایل، لطفا کمدهای خود را حداکثر تا صبح شنبه خالی نمایید.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اسفند 1390ساعت 14:35  توسط دکتر پ. پاینده مهر  | 

با توجه به اینکه مسئولیت لاگ بوک ها از این پس با استاد جواد سید حسینی می باشد، حداکثر تا بیستم اسفند ماه لاگ بوک را باید به ایشان تحویل داده و فایل الکترونیک آن را برایشان ایمیل نمایید.

فراموش نشود که در مدتی که لاگ بوک در اختیارتان نیست، پایان هر کشیک، پروسیجر ها و حضور در کشیک را در برگه ای به تأیید اساتید برسانید تا در فرصت مقتضی وارد لاگ بوک خود نمایید.

موفق باشید

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 17:43  توسط ا.ح.جهانشیر  | 

دوستان، اساتید و همکاران عزیز

قصد داریم روز جمعه 19 اسفند یک برنامه ی ولنس به مقصد پارک جمشیدیه داشته باشیم. زمان حرکت 9.5 صبح از اورژانس امام یا 10 صبح در اصلی پارک جمشیدیه است. انشالا ناهار را با هم خواهیم بود. لطفا حضور و تعدادتان را تا فردا چهارشنبه اطلاع بدهید.

به امید دیدارتان

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1390ساعت 11:15  توسط صابری  | 

نیمه دوم امسال پر از خبر ناگوار در گروه طب اورژانس بود و نشد که اسفند ماه را بی خبر بد پشت سر بگذاریم...

با خبر شدیم که پدر همسر دوست و همکار عزیزمان دکتر زراعت چی دار فانی را وداع گفتند.

ضمن تسلیت و آرزوی صبر برای دکتر زراعت چی و خانواده محترمشان و همچنین امید غفران برای آن مرحوم، همه با هم آرزو کنیم تا در سال جدید، شاهد اخبار ناگوار در گروه طب اورژانس نباشیم.

به امید حق

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت 15:30  توسط ا.ح.جهانشیر  | 

سلام

دوستان عزیز سال یک

پاسخنامه آزمون تروما سوالات یک تا 30 را در فایل پیوست میتوانید ببینید.


امیدوارم حس کنجکاوی نسبت به پاسخ صحیح باعث شده باشه در طول این چند روز دوباره کتاب رو تورقی کنید و با دریافت فایل مجددا سری به کتاب بزنید و سوال و جوابها را مرور کنید.

مطمئنا این کار باعث میشه جزییات مطلب بیشتر تو ذهنتون بمونه و در آزمونهای بعدی موفقتر باشید.

در پناه حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 15:34  توسط دکتر م. ب.  | 

دو روز پیش تو اورژانس 2 یه بیمار داشتیم که بعد از بیوپسی کبد دچار هماچوری شده بود با شک به اینکه یه وقت این هماچوریه ناشی از خطای انجام پروسیجرو آسیب سیستم ادراری بیمار نباشه بیمار بستری شده بود .وهمراهان و خود بیمار هم بعد از بستری شدن ودیدن شرایط اورژانس شلوغ  ما ، تمایلی به ادامه بستری و موندن تا رسیدن جواب آزمایشات نداشتن و یواش یواش اصل علت اومدنشونم داشتن زیر سئوال میبردن که ((بیمار ما اصلا آب آلبالو خورده بوده و ...)) با استاد که مشورت کردیم قرار شد حداقل در صورت نداشتن هماچوری گراس و علائم حیاتی خوب جهت ادامه معالجات سرپایی به درمانگاه مراجعه کنن . به همراها قضیه رو گفتم قرار بر این شد که نمونه رو که دادن ببینیم و بعد اگر خواستن برن . نیم ساعت بعد یه آقایی دوان دوان اومد که ((آقای دکتر نمونه اوریون بیمار ما آمادست بیاین ببینید))!! منم که تا الان نمونه اوریون ندیده بودم دنبالش راه افتادم ببینم قضیه چیه . یکی دیگه از خیل همراهان همون بیمار بود ...نمونه گراس هماچوری نبود... تو اون شلوغی یه بیمار هم که به سلامتی مرخص میشد یا خودش تصمیم به رفتن میگرفت باعث خوشحالی پرسنل میشد رفتم یه بار دیگه ببینم آزمایشی ازش اومده یا نه که  با پلاکت 48000 بیمار روبرو شدم با جواب پلاکت 120000 چند روز پیشش همخوانی نداشت خاصه اینکه کنار عدد جدید نوشته شده بود در صورت لزوم تکرار شه که خطای آزمایشگاهی رو هم به ذهن متبادر میکرد  دیگه بیمارو همراها رو راضی کردیم حداقل برای یه نمونه خون یه ساعت دیگه رم تحمل کنن  و تلاشها مثمر ثمر واقع شد با پیگیری از پرسنل خدوم آزمایشگاه بالاخره جواب یه ساعت ونیم بعد آماده شد تو این فاصله بماند که چقدر همراهان عزیز بیمار ما رو مورد محبت خودشون قرار دادن(( نمونه اوریون و که دیدید نمونه خونم که گرفتید دیگه تا کی باید بمونیم ...))جواب پلاکت جدید 28000سیر افت شمارش پلاکتی بیمار عجیب بود اگرچه احتمالا هماچوری بیمار خیلی قابل توجیه نبود  ولی دیگه نمیشد این بیمار رو به صورت سرپایی به درمانگاه فرستاد اما مشکل دیگر توجیه همراهان و بیمار بود ...

تو این مدتی که به عنوان رزیدنت طب اورژانس مشغول تحصیل شدم از چیزایی که دیدم و تجربیات دیگران یاد گرفتم که خیلی ساده به قضایا نگاه نکنم البته بعضی وقتا فک میکنم این ساده نگاه نکردنم یه جورایی باعث Obsessive  شدن آدم میشه ولی به نظرم می ارزه که بیماری miss  نشه.

پی نوشت: اینم برای همکارای سال یکی خودم می نویسم :

تو همین کشیک برای یه بیمار که قرار بود تو اورژانس 2 بستری شه اینترن محترم اومدو برا مهر کردن دفتر بیمه و کارت بستری مهر منو خواست منم مهرو بهش دادم ولی نمیدونم چرا یه حس بدی داشتم با چشم که دنبالش کردم دیدم چندتا برگه سرنسخه برداشت و رفت پشت ستون که به موقع رفتم و قبل از ممهور کردن اوراق سرنسخه که هرکدومش می تونس یه بار منو تا مراجع ذیصلاح قانونی ببره ازش مهرو گرفتم اینم گفتم نه به خاطر اینکه به همه دوستان اینترن بی اعتماد شید بلکه برای همون نکته که به قضایا ساده نگاه نکنیم.

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 17:4  توسط یکه سادات  | 

چندی قبل، در قسمت "فست" بودم. فرد مسنی با تشنج به "سی پی آر" آورده شد.برای بیمار اکسیژن گذاشتیم، کمی بعد بیمار استفراغ کرد، به وی "پوزیشن دادیم، قند بیمار را چک کردیم. قند بیمار 30 بود.به وی "گلوکز زدیم و سریعا هوشیاری بیمار برگشت. شرح حال زیر به زبان بیمار است:

من دندان پزشک هستم، مدتی بود که دهانم زیادی خشک می شد، یک آزمایش قند دادم و قندم 105 شد، به توصیه بقال محلمان که گفت:"قند داری"، از همسرم که دکتر داروساز است، کمک خواستم، و ایشان هم قرص "گلی بن کلامید" را به من داد.صبح امرود "نوه ام" یه دونه از اون قرص ها را بهم داد و ....

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اسفند 1390ساعت 19:13  توسط هدایت شده  | 

سلام به دوستان عزیزم٬

چند وقت پیش تو اورژانس ۲ کشیک بودم٬ دیدم همه اس ام اس خورشون بالا رفته٬ هی اس ام اس میخونن٬ میفرستن٬ به هم نشون میدن. کنجکاو شدم٬ فهمیدم شب ولنتاینه!!!                           ماهم که از همه جا بیخبر... نه زنگی٬ نه پیامکی٬ ... اصلا خبر نداشتم! ...خلاصه که اون شب خیلی دلم به حال خودم سوخت... طفلک دل من!! ... راستی ۲ دسته آدم این شب کشیک وامیستن٬ ۱ دسته مثل من که تنها و بیخبرن و با شبهای دیگه فرقی براشون نداره٬ ۱ دسته هم باید ۱ جایی سرشون مشغول باشه٬ مثل اورژانس ۱ ٬که عذر بیرون نرفتن داشته باشن٬ تا لو نرن٬ مثل  ... ...آقا!

به مناسبت این ایام رومانتیک٬ تصمیم گرفتم ۱ مطلب احساسی بنویسم که به روز باشه:

چند وقت پیش٬ ۱ دوره کوتاهی قبل ازقبولی رزیدنتی٬ داشتم جایی میرفتم.اون ایام خیلی دلم گرفته بود٬ هم نگران آینده و امتحان رزیدنتی بودم٬ هم ... بماند٬ خلاصه که خیلی دلم گرفته بود!

طرفهای پل پارک وی بودم٬ ظهر گرمی بود٬ شیشه ها پایین بود٬ صدای ضبط بلند٬ استاد خواجه امیری (ایرج) داشت میخوند٬ با یک صدای داوودی٬که من صداشو از همه بیشتر دوست دارم٬   استاد خرم ٬ تنها بازمانده فعلی نسل طلایی ویولون٬ ویولون میزد با سه تار آسمانی استاد عبادی... اونهم تو دستگاه دشتی... گلهای رنگارنگ ۵۳۴ بود... استاد ایرج داشت با بالاترین نقطه صداش میخوند:    اشک داند معنی درد ز چشم افتادگی را....

منم حالم خراب بود٬ خرابتر شد!  تو عوالم دیگه ای بودم٬ داشتم باهاش زمزمه میکردم... یکهو از گوشه چشمم دیدم راننده ماشین بغلی داره دستشو تکون میده واسه من٬ با کراهت صدای آهنگو کم کردم و برگشتم طرفش٬ مرد مسنی بود٬ گفتم جانم ؟  گفت:  جوون٬ ما اینو ۵۰ سال پیش خوندیم ٬ تو الان داری گوش میدی؟؟  منم ۱ نگاه تندی کردم و گفتم : اینو استاد ایرج خونده و رومو برگردوندم که یکهو با صدای بلند گفت: پسر٬ من خود ایرجم٬ برگشتم طرفش ۱ چیزی بهش بگم٬ به صورتش توجه کردم٬ دیدم خودشه...  حالی بهم دست داد...عجب حالی! این حالو٬ با اون شرایط روحی که توش بودم٬ هیچ وقت تجربه نکرده بودم و احتمالا هیچ وقت هم مجددا تجربه نخواهم کرد. ۲٬۳ دقیقه ای ابراز احساسات کردم و بعد از اینکه استاد دستی تکون داد و رفت٬ زدم بغل و از ته دل گریه کردم! خلاصه که خالی خالی شدم!  تجربه همچین حالیو واسه همتون آرزومندم!

شاد و موفق باشید

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 22:56  توسط ارسلان  |